زنان مسلح در شعر رزا جمالی
بخش نخست
عمده ترین مشکلی که در برابر شعر زنانه ی ایرانی قرار دارد تعریف نا شدگی شعر زنانه است . از یاد نبریم که بسیاری از منتقدان ( شاعر منتقد ) با چنین خط کشی هایی موافق نیستند . به عبارت دیگر منکر حضور شعر زنانه هستند . مولفه های شعر زنانه عمدتا در تقابل با شعر مرد محور شناخته می شود . بنابراین نخستین قدم حضور شان را مدیون شعر مردانه اند . هر چند اغلب شاعران زن با لحنی اعتراضی نسبت به حکومت مرد مدارانه ی ادبیات فارسی ، به نگارش می پردازند .
اما زنانه نویسی رزا جمالی
یکی از مولفه هایی که در شعر دهه ی هفتاد ، به خصوص از سوی شاعران زن بسیار مورد تاکید قرار گرفته ، شعر زنانه یا زنانه نویسی بود . شواهدی نیز وجود دارد که این باور را یقینی تر می کند . به لحاظ کمی و تعداد کتاب های شعر چاپ شده ،زنان شاعر نسبت به دهه های قبل حضور چشمگیر تری داشته اند . به علاوه ، نام های تازه ای توانسته اند خود ی نشان داده ، در تازگی ها و متفاوت نویسی شعر امروز دخیل باشند . رزا جمالی یکی از آن نام هایی است که مکرر بر شاعر زن بودن او تاکید شده . اولین کتاب شعرش که با عنوانی کاملا نا آشنا ، ذهن حتی شعر نخوان ها را نیز قلقلک داد ، به خوبی او را در فهرست شاعران جدی امروز قرار داد : این مرده سیب نیست یا خیار است یا گلابی .
زن بودن جمالی در اولین مجموعه اش در لابه لای تازگی های زبانی و انواع گریز های دهه هفتادی ، به نحو بارزی برجسته می شود . اولین شعر کتاب ( فارغ از ارزش هنری آن ) با ورد خوانی زنی همراه است که ورد می خواند تا روز نیاید . این زن اما غیر از ورد خوانی هیچ سلاح کار آمد دیگری ندارد .
خوابهای زن از دیوارهایی بالا می کشد که مثل چشم زن نابینا ست
هجی می کند خمیازه اش را مدادی در الفبا
و ساحره ای به می گوید :
" بنویس !
چرا شاعر ، زن متنی اش را به ورد و جادو مسلح می کند ؟
ورد و جادو به نحو بارزی با زبان و نام ها سرو کار دارد . تا آن جا که بدون دانستن نام ها کاری از جادو بر نمی آید .هم از این رو ست که شاعر از میان سلاح های متنی ، زن شعرش را به جادو مسلح می کند . برای متنی که ادعای پسا مدرن بودن دارد ، این سلاح بیش از آن که کار آمد باشد ، پسامدرن نویسی را به رخ می کشد. فارغ از این که شاعر با آگاهی نسبت به این مقوله ، به نگارش پرداخته باشد ؛ این نوع تمهیدات در ادامه ی پسامدرن نویسی قرار می گیرد .اگر بپذیریم که جادو سلاحی پیشامدرن محسوب می شود ؛ در این متن نوعی دیدار با گذشته صورت می گیرد که در لابه لای مولفه های پسامدرن به خوبی جا خوش کرده وَ .
خواب های زن از دیوار هایی بالا می کشد که مثل چشم زن نابینا ست
هجی می کند خمیازه اش را مدادی در الفبا
وساحره ای به ماه می گوید :
" بنویس "
شب را ماه هی فوت می کند که خاموش شود وروز بیاید
وزن مدام ورد می خواند که روز نیاید
زن می گوید : گره بزن مدادهای جادو را به پاره های ماه
ورد می خوانم به آتش و دود که از مداد بالا بگیرند
لاله ها را به خوابم گره می زنم
و ماه را به اطلسی ها
تخم می گذارد گل بنفشه ای در دریا
ورد می خوانم به ماه که پنهان کند گنجشک جوجه هایش را از ماه
ورد می خوانم به ماه که خاموش نشود
ورد می خوانم ، ورد می خوانم که روز نیاید
ماه پابرجاو شب مدام
فوت می کنم به ماه ...
كه اگر جن ها در خواب تو
كيپ تا كيپ آدم نشسته بود
من هم باید نامه ها را پست كنم
يا از بمب باران کابل عكس رنگي بگيرم
اين روسري كمي به تعويق اَت مي اندازد
كه ما.
وَ تا.
پس كي به بابلسر چشم هاي تو مي رسم؟
خودت را بغل كن!
اداي خودت را در آوري ، سنگين تري!
اين دفعه را پياده مي رويم
به هرحال از خر شيطان كه بهتر است
كه 20 /1
هنوز هم در 20/1/52 باران مي بارد
با دختري كه مي خنـ ده هايش را پس مي گيرد
بايد خواهر ناتني همان جنّ ديشبي باشد
كه اينقدر موهايش را لِفت مي دهد
وگر نه روي سنگ قبر كه بايد خلاصه تر باشد.
شهریورهفتادوشش