در زمان هاي مختلف
به تازگي آخرين مجموعه شعر هادي محيط با عنوان « در زمان هاي مختلف » ، از سوي انتشارات نويد شيراز چاپ و منتشر شد. اين كتاب ، سومين كتاب شعر محيط است كه در فضايي متفاوت تر از دو كتاب قبلي قلمي شده وَ .
نقداً شعري از اين كتاب را بخوانيد با اين قول كه در پست هاي بعدي مطلب مفصلي در باره ي « در زمان هاي مختلف » خواهم نوشت .
به كجا مي رود
دستي كه تا سر حد امكان رشد كرده است
آيا دعوت به سر آغز را هيچ وقت شنيده بود ؟
به كساني فكر كرده
كه امكان عمل را از او گرفته اند
در او گوش ها يا چشم هايي هرچند مخفي وجود دارد ؟
به لحاظ بصري
دستي كه روزانه از جيب بيرون مي آوريم
با دستي كه از غيب مي آيد
چه شباهت هايي دارد ؟
دستي كه به حفره اي _ از هر نوع _ فرو مي رود
با خودش در لحظه ي قبل چه فرقي مي كند ؟
آيا واقعن يك دست بي صداست ؟
تو چقدر شبيه دستي هستي كه از ميان سلول هاي خاكستري مغز بيرون آمد
براي كش رفتن واقعيت .
به جرثقيل شباهت بيشتري دارد
يا به شاخه هايي كه به سمت نور مي روند ؟
رابطه ي او با اجزاي خودش ، في المثل با ناخن ها ، موها ، يا با مفاصل ،
با خط هايي كه معلوم نيست طبق چه اصولي پهن شده اند
كفش چگونه است ؟
تو به دلِ دست ها اعتقاد بيشتري داري
يا به كف آنها ؟
دستي دستي دارم غرق مي شود در كف بيني ام
اما شكر خدا دست هام ، دستمال هاي منند
يا حتي اين دستكش كه تازگي ها برايم خريده اي !
دست نزنيد
دست بزنيد به دست ديگرتان
دست ها عاشق تر از ما هستند
در دست تر و هم دست تر ازما .
با آن شكل هاي مختلفي مي سازيم
شكل مشت ، شكل اشاره ، يا شكل خداحافظ .
پس سلام
كجا مي روي با اين شكل دست هات ؟